محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

32

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

كلام اين است كه جبر چهار قسم است : جبر جزئى ، وجبر تيقّن ، وجبر تخلّق ، وجبر تحقّق كه آن را جبر كلّى گويند . اما جبر جزئى ، پس سالك را در اوّل حال بايد يقين گردد كه اختيارى هست كه ، امر و نهى در وعد ووعيد مترتب بر آن مىشود ، و لكن در حقيقت مجبور است ، وسالك از آن خبر ندارد ، پس اين جبر را به اعتبار خفاى آن جبر جزئى مىگويند . و اما جبر تيقّن ، پس آن در مرتبهء توحيد وافعال اوست ، وگويا مراد ايشان اين است كه بر سالك ظاهر مىشود كه افعال همه از خداست سبحانه و تعالى . و اما جبر تخلّق ، پس اين در مرتبهء توحيد صفات است ، وگويا مراد ايشان اين است كه سالك در اين مرتبه به سبب اينكه بر او ظاهر مىشود كه او وافعال او مظهر صفات اللهند ، پس مجبوريت خود را مشاهده مىكند ، و اين دو مرتبه ؛ مرتبهء متوسطان است . و اما جبر تحقّق كه ، آن را جبر كلّى گويند ، پس آن در مرتبهء بقاء بعد الفناء است كه اين مختص خواصّ است ؛ كه مآل اين كلام به توحيد ذات برمىگردد ، وگويند كه در اين مرتبه جبر وجابر و مجبور يكى باشد ، وگويند كه باز در اينجا اختيارى رو دهد چنان كه در اول بود اما نه چنان ، پس بنابراين اشعارى كه دال بر اختيار است محمول است بر بيان مرتبهء اولى كه جبر جزئى است ، و از جمله اشعارش اين است : جملهء عالم مُقرّ بر اختيار * امر و نهى اين بيار آن ميار